صفحه در حال بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
![]()
ویشکا آسایش
نیکی کریمی
۲پک
ریکی ماتین
هدیه تهرانی
اما واتسون
آلپاچینو
تام کروس
ویل اسمیت
بن افلک
آنجلینا جولی
حمید گودرزی
پرستو صالحی
آرام جعفري
نیکولاس کیج
الهام حميدي
كوروش تهامي
مهتاب کرامتی
کتایون ریاحی
الناز شاکردوست
شهره آغداشلو
پانته آ بهرام
پوپک گلدره
لادن مستوفی
محمود آقا احمدی نژاد
امینم
مهران مدیری
مهناز افشار
:: ساير موضوعات ::
اخبار | عکس ها | مصاحبه ها| بیوگرافی| تکست آهنگ ها | کلیپهای تصویری| خودمونی ها
قالبهای بلاگفا |
قالبهای میهن بلاگ |
قالبهای پرشين بلاگ |
قالب برای لینک باکس
آرشیو بیوگرافی بازیگران : بیوگرافی بازیگران مرد خارجی | بیوگرافی بازیگران مرد ایرانی | بیوگرافی بازیگران زن خارجی | بیوگرافی بازیگران زن ایرانی
آرشیو بیوگرافی خوانندگان : بیوگرافی خوانندگان مرد خارجی | بیوگرافی خوانندگان مرد ایرانی | بیوگرافی خوانندگان زن خارجی | بیوگرافی خوانندگان زن ایرانی
عجیب اما واقعی : دنیای ارواح | داستانهای جالب
مستندات علمی و باستان شناسی- (چگونه فرعون و لشکریانش گرفتار عذاب الهی شدند.؟)
منطقه" نویبه" در عربستان برای تمام پیروان مذاهب الهی و بخصوص پیروان حضرت موسی (ع) مکان مقدسی میباشد .
این منطقه همانجایی است که حضرت موسی (ع) و پیروانش بعد از گذشتن از دریای سرخ و نجات از دست فرعون و همراهانش , محل سکونت او و یارانش شد . امروزه مردمان سایر کشورها با مذاهب مختلف از قبیل مسلمان و مسیحی و یهودی به این مکان می ایند تا یادگار ان دوران را بچشم ببینند . مکانی که هنوز هم میتوان خشم الهی را در انجا احساس کرد . ستونی که یاران حضرت موسی (ع) به دستور او ساختند (این ستون را امروز با نام کلومن یا یادگار موسی کلیم میشناسند )
تا یادگار عذاب و رحمت الهی - برای نسل امروز باشد – شاید همین احساس باعث شد تا " رونی وایت " از خود بپرسد ایا براستی عذابی در کار بوده است؟! در اطراف او یک ستون و خرابه های باقی مانده از روزگاران بسیار دور قرار داشت – و روبروی او دریای قرار گرفته بود با نام دریای سرخ ... ایا این دریا از وسط به دو نیم شده بود تا یکی از عزیزترین بندگان خدا به همراه یارانش از میانش بگذرند!! و سپس فرعون و لشکریان با یکی از وحشتناکترین عذابهای پروردگار روبرو شوند.؟!! ( و اترک الــبحر رهوا" انهم جند مغرقون و دریا را به ارامی ترک کن انها لشکری هستند که غرق خواهند شد . 25 / دخان) همین سئوال باعث شد تا یکی از سخترین و پیچیدترین عملیات باستان شناسی توسط " رونی وایت " و یارانش اغاز شود .
در بین محققان و اندیشمندانی " رونی وایت " چهره شناخته شده ای میباشد .. اولین کار تحقیقاتی او جستجو برای یافتن نشانه های از کشتی حضرت نوح (ع) بود . او موفق شد مدارک و مستنداتی را که قبل از او بصورت پراکنده منتشر شده بود را بصورت کتابی کامل منتشر کند . ایا او می توانست نشانه های از عذاب الهی را که دشمنان حضرت موسی (ع) گرفتار ان شده بودند را بیابد.؟! این عملیات تنها یک عملیات باستان شناسی نبود – بلکه معبری بود به عمق حقیقت تاریخ ... " وایت " برای تعیه بودجه این کار عظیم نیاز به یک حامی مالی قوی و یک تیم زبده از محققین سایر علوم و رشته های دیگر داشت .
کارشناسان موزه لور پاریس این کار را یک کار نشدنی و یک تلاش بیهوده می دانستند – زیرا وایت تصمیم داشت دریای سرخ را وجب به وجب جستجو کند و پیدا کردن اثار یک چنین پدیده ای انهم در عمق دریا و با گذشت چیزی حدود 3500 سال تقریبا" یک کار محال بنظر میرسید . عاقبت یک میلیادر سعودی بنام "محمد سلیمان "حاضر شد بودجه این عملیات گسترده را تقبول کند . محققین و دانشمندانی از کشور فرانسه – المان – امریکا حاضر شدن وایت را در این راه همراهی کنند . ابتدا باید مشخص می شد که حضرت موسی (ع) و یارانش از کجا به راه افتاده اند و کدام فرعون مغضوب پروردگار شده است .. کوچکترین مدرک میتوانست انها را به سر منزل اصلی برساند .. همانگونه که در بالا عنوان شد منطقه" نویبه" در عربستان اخرین ایستگاه حضرت موسی (ع) و یارانش بوده است . یک مورخ یونانی اشاره کوتاهی به این واقعه عظیم کرده است . او میگوید : حضرت موسی (ع) و یارانش از شمال منطقه جیزه (هیلیوپولیس ) براه افتاده و بعد از گذشتن از کوه ها و بیابانهای سینا خود را به منطقه ای (هایروت ) نزدیک به ابهای خلیج عقبه رسانده اند - مورخ یونانی - اینجا را محل غرق شدن لشگریان فرعون می داند . روایت دیگر که توسط مورخان مصری بعد از گذشت 1800 سال بعد از ان واقعه نگارش شده است ,حکایت از ان دارد که حضرت موسی (ع) از منطقه نزدیک جیزه حرکت کرده و بعد از گذشتن از رودخانه سینا ( امروزه این رودخانه را با نام خلیج سوئز میشناسیم ) وارد منطقه بنام الطور در صحرای سینا شده و سپس خود را به نزدیکی خلیج عقبه امروزی رسانده و بعد از گذشتن از ان در " نویبه " سکنا گزیدن . بررسی چنین منطقه ای با چنین ابعادی که شامل دو منطقه دریایی میشود تقریبا" یک کار غیر ممکن بنظر می رسد . " رونی وایت " در کتابش میگوید : بعد از کسب اجازه مسئولین مصری و عربستان سعودی بیش از 3000 پرواز بر روی منطقه انجام شد, اما هیچ نشان قابل اعتمادی بدست نیامد .
" روسی پترسون " یکی از همراهان " وایت " با ابزار الات پیشرفته تمام ساحل عقبه را چه در مرز مصر و چه در مرز سعودی با وسواس زیاد مورد کتکاش قرار داد. . تیم دیگری تاریخ مصر باستان را مطالعه میکردند . انها میخواستند بدانند کدام فرعون مورد غضب پروردگار یکتا قرار گرفته بود .
﴿ 77 ﴾ طه : جزء 16 و در حقیقت به موسى وحى کردیم که :بندگانم را شبانه ببر، و راهى خشک در دریا براى آنان باز کن که نه از فرارسیدن[ دشمن ]بترسى و نه[ از غرق شدن ]بیمناک باشى.
نقشه های که توسط ماهواره ها تعیه شده بود – به تیم تحقیقاتی " رونی وایت " جان تازه ای بخشید . در این تصاویر نقطه ای در خلیج عقبه که به دریای سرخ منتهی می شد وجود داشت که عمق ان نسبت به مکانهای دیگر کمتر بود –
ایا حضرت موسی (ع) و یارانش از این منطقه عبور کرده بودند.؟ ایا فرعون و لشکریانش در این مکان به عذاب الهی گرفتار شده بودند.؟! این سئوالاتی بود که " رونی وایت " و تیم همراهش را لحظه ای ارام نمی گذاشت . چهار غواص با ملیتهای گوناگون کار اکتشاف دریایی را به سرپرستی " جاناتان گری " به عهده داشتند . اولین غوص در امتداد مرزهای ساحلی سینا انجام شد , " جاناتان گری " میگوید : کار بسیار سخت و طاقت فرسائی بود – کار باستان شناسی انهم در زیر اب انسان را خیلی زود خسته می کند – اما همه ما سختی کار را میدانستیم – گاهی باید ماسه ها را تا عمق 5 متری کنار میزدیم – گاهی باید صخره ای را جابجا میکردیم .. کار زير آب به دليل شرايط متفاوت بسيار سخت و طاقتفرساست و بويژه اين که در چنين کاوشهايی بايد نهايت ظرافت و دقت را نيز در نظر داشت. برای اين منظور گروههای فنی و علمی زيادی باید با یکدیگر همکاری میکردند . بعد از گذشت 6 ماه اولین نشانه ظاهر شد . یکی از غواصان مرجان عجیبی را در عمق اب مشاهده کرده بود, ان مرجان در واقع چرخ ارابه ای بود که افسران بلندپایه مصری اجازه سوار شدن بر ان را داشتند .
بلافاصله پمپ های تخلیه ماسه کار لایروبی را اغاز کردند . اخبار این اکتشاف خیلی زود به مقامات سعودی رسید و منطقه بسرعت در محاصره ماموران امنیتی قرار گرفت . " رونی وایت " میگوید : بعد از 34 روز من هم لباس غواصی بتن کردم و همراه غواصان به زیر اب رفتم . باور کردنی نبود – چرخهای ارابه ها – سپرهای نظامی و وسایلی که بخاطره شرایط محیطی فرم خود را از دست داده بودند . غواصان توانسته بودند مقداری استخوان اسب و همچنین استخوان انسانی را از عمق دریا بالا بیاورند .
نام " رونی وایت " و همراهانش برای همیشه در تاریخ ثبت شده بود .. انها توانسته بودند مدارکی از یک عذاب الهی را برای نسل امروز جمع اوری کنند .
بازسازی یک فاجعه الهی
بعد از انتشار اخبار محققان مختلفی این فاجعه عظیم را مورد بررسی قرار دادند . نقشه ای از محیط تعیه شد, عمق اب , فاصله بین دو خشکی و محاسبات دیگر به کامپیوتری داده شد .. نتیجه وحشتناکتر از ان بود که انها فکر میکردند . از میان بادها و طوفانها , طوفان " N.G.S " که در سال 1982 جنوب فلوریدا را مورد حمله قرار داده بود برای این محاسبه در نظر گرفته شده بود . این طوفان از گروه B میباشد که تقریبا" مشابه ان هر سال سواحل امریکا را مورد اماج قرار می دهد . بخاطره کم عمق بودن ان منطقه نسبت به جاهای دیگر و همچنین نزدیکی دو ساحل ... سونامی وحشتناک حاصل میشود .. همانگونه که مستحضر هستید .. امواج وقتی در مکانهای عمق دار اقیانوس شکل میگیرد قدرت انچنانی ندارد .. اما هرچه که به ساحل نزدیک میشود ارتفاع ان افزایش و قدرت تخریب ان بسیار گسترده میشود . مشابه همان سونامی که چند سال کشورهای شرق اسیا را مورد تهاجم گسترده خود قرار داد . پس از نظر علمی هم ان منطقه مناسب ترین مکان برای عذاب الهی بوده است ... تصویر این محاسبه و همچنین شدت تخریب ان در تصویری که برای شما در نظر گرفته شده کاملا" نمایان است .
رامسس دوم – فرعونی که مورد غضب پروردگار قرار گرفت . فَالْيَوْمَ نُنَجِّيکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آيَةً وَإِنَّ کَثِيراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُون
پس امروز نجات میدهیم بدنت را تا باشی برای ایندگان نشانه ای و همانا بسیاری از مردم از نشانه های ما غافلند . 92 – یونس
یکی از سئوالاتی که باستان شناسان و همچنین محققان بدنبال پیدا کردن جوابی برای ان هستند, فرعونی است که مورد غضب پروردگار یکتا قرار گرفت است . اکثر مورخان اعتقاد دارند " رامسس دوم " فرعون معاصر حضرت موسی (ع) بوده است .
مفسران قران مجید هم بر این عقیده هستند ,شرح حالی که در ایات قران وجود دارد بیشتر از همه با رامسس دوم مطابقت دارد – که در طول مطلب به ان اشاره خواهم کرد . رامسس دوم پادشاهی است که در جنگ جان خود را از دست داده است – متاسفانه کتیبه های و ستون های تاریخی که در وصف پادشاهان حک می شده است اطلاعات زیادی در این زمینه به ما نمیدهد, برای مردم و بخصوص وارثان تاج و تخت این لکه ننگی بوده که در تاریخ از خدایشان به عنوان یک شکست خورده یاد شود . در اینکه مومیایی رامسس دوم فاقد زخم یا جراحات ناشی از جنگ باشد- شکی وجود ندارد .. و همین ادعا میتواند نشانی از غرق شدن این فرعون به امر پروردگار باشد . " رامسس کبیر یا رامسس دوم " در سن 22 سالگی به فرمانروائی مصر میرسد و تا سن 92 سالگی مناطق بسیاری را با جنگ و خونریزی تصرف می کند . او کشورگشائی بسیاری در فلسطین – لبنان – سوریه – ترکیه داشته است و بخاطره خراجهای که از حکام دیگر ولایات میگرفته- ثروت بیشماری را جمع اوری می کند . در کتیبه های بجامانده از رامسس دوم به عنوان پروردگار و خداوند بی همتا یاد شده است . مجسمه غولپیکر او امروزه بازدیدکنندگان بسیاری را مجذوب خود کرده است
لينک مطلب
نوشته:بردیا شلیله
تاریخ:سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387
*یافته های باستانشناسی در مورد کشتی حضرت نوع *
در سال 1959، یک خلبان ترک، براساس مأموریت محول شده، چندین عکس هوایی برای مؤسسه ژئودتیک ترکیه برداشت. هنگامی که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس های او تصویری جلب نظر می کرد که بیشتر شبیه یک قایق بود تا چیزی دیگر، قایقی بزرگ که بر سینه تپه ای، در فاصله بیست کیلومتری کوههای آرارات آرمیده بود . بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه مند به پیگیری شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یکی از این علاقه مندان بود. او کسی بود که قبلاً در زمینه کشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشکی کوبا را در دوران کندی کشف کرده بود. دکتر واندنبرگ با دقت عکس ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس های هوایی یک کشتی است. من تا به حال در طول مدت فعالیتم، هرگز چنین شیء عجیبی در یک عکس هوایی ندیده بودم.» پس از آن یک گروه کاوشگر آمریکایی نیز به منطقه مورد نظر اعزام شد، ولی حتی با انجام تحقیقات کوتاه مدت، نتوانست اطلاعات قابل توجهی بدست اورد . 17 سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت و هیچ اکتشافی تا سال 1976 انجام نگرفت. در سال 1976 یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بسیار زود دریافت که این شیء قایق مانند، بسیار بزرگتر ازحدی است که قبلاً تصور می کرد.

او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود . به دلیل همین عدم مشاهده دقیق از سطح زمین، امکان هر تحقیقی غیر ممکن بود. از سوی دیگر جسم کشف شده آنقدر بزرگ و سنگین بود که هر گونه اقدامی را در وهله اول عقیم می ساخت. «ران وایت» و گروه همراهش که مشتاقانه کار را پیگیری می کردند، به جایی رسیدند که تنها وقوع یک حادثه عجیب و نادر میتوانست راهگشای کار آنها باشد : «زمین لرزه!» آنها متوجه شدند که حرکت دادن و در آوردن جسم مذکور از درون زمین، به دلیل ابعاد وسیع و بزرگ آن غیر ممکن است و تنها با یک لرزش زمین، این شیء می تواند از دل خاک سر در آورد و مورد کاوش قرار گیرد . از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود که در 25 نوامبر سال 1978، وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا کشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل کوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد . بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا کرد که شیء مذکور می تواند باقیمانده کشتی نوح باشد. سپس بدبینی ها به خوش بینی مبدل و این سؤال ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شکل به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع 1890 متری کوههای آرارات، کشتی نوح نیست، پس چه چیز می تواند باشد؟ و اگر جسم کشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است.؟* آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرت نوح که در کتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستيم.؟* طوفان و سیل در زمان حضرت نوح در سطح وسیعی بوسعت کره زمین واقع شده است. به اعتقاد مسیحیان و بنا به نص انجیل، این حادثه عظیم و دهشت آور، برای تنبیه مردمان آن روزگار که دست به سرکشی زده بودند و به منظور نجات نوح پیامبر و پیروانش واقع شده بود . بررسیهای زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا ، نابود شدن و مرگهای دسته جمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه ای غیر منتظره نشان می دهد . برخی از این حوادث با زمان طوفان نوح همخوانی دارد . وجود لایه های مخلوط فسیل شده حیواناتی چون فیل ، پنگوئن ، ماهی ، درختان نخل و هزاران هزار گونه گیاه جانوری ، تأییدی بر این واقعیت است . این سنگواره ها که بعضاً در برگیرنده حیوانات مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر (در کنار هم) هستند، نشان می دهند که با فرونشستن آب، جانوران و گیاهان خارج شده، در زیر رسوبات مانده و به فسیل تبدیل شده اند. امتزاجی عجیب از جانوران خشکی و دریا، حاره و قطبی که مرگی آنی و دلخراش را روایت می کنند .

تاریخ در مورد محل به گل نشستن کشتی چه می گوید.؟
داستان کشتی نوح از گذشته های دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از 2000 سال پیش نقل کرده اند که توریست ها و مسافران کنجکاو بسیاری از قدیم این منطقه را در کوههای آرارات کشور ترکیه، مورد بازدید قرار می دادند و گاهی تکه های کوچکی از آن به غنیمت برده می شد. در تاریخ آمده است که حدود 800 سال قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به کشتی کردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن که در زیر زمین واقع شده بود شدند. این نشان می دهد که اقوال مختلف در مورد موقعیت جغرافیایی کشتی، متفقولند .
تکنولوژی پیچیده در ساخت کشتی حضرت نوح
اینجا صحبت از ساخت یک قایق کرجی کوچک هشت نفره با ظرفیت چند حیوان کوچک نیست. بحث بر سر تکنولوژی پیچیده ای است که مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و نیروی انسانی حاذق می طلبیده است. از آنجا که یاران حضرت نوح تعداد بسیار کمی بوده اند، این سؤال پیش می آید که نوح براستی چگونه این کشتی را ساخته است. کشتی ای که تاکنون از عجایب کتب مقدس به شمار می رفت و اکنون یک واقعیت علمی لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است کشتی ناوگونه خود را به طول یک زمین فوتبال و به وزن تقریبی 32000 تن بسازد؟ آیا ساخت یک کشتی با دست خالی با امکانات آن زمان ، به گنجایش 494 اتوبوس دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما ، همخوانی دارد؟ براستی چه تعداد جانور و چگونه جمع آوری شدند و در کشتی جایگزینی شدند؟ آب و غذا چگونه تأمین می شد؟ جانوران وحشی چگونه به سوی کشتی هدایت شدند؟ باید کار جمع آوری و هدایت حیوانات کاری سخت بوده باشد ولی بهرحال فرمان خدا باید انجام می شد. خوشبختانه تحقیق بیشتر در محل، حضور حیوانات را در کشتی یافت شده، تأیید کرد. کشف مقادیر قابل توجهی فضولات حیوانات که به صورت فسیل در آمده اند و از ناحیه خسارت دیده کشتی به بیرون رانده شده اند ، فرضیه ما را بیشتر به واقعیت نزدیک کرد. علاقمندان به کاوش در مورد کشتی نوح بارها و بارها سعی کرده اند به درون کشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده های عظیم سنگ و خاک نیمه ویران مواجه شده اند. در آخرین تلاشها، کاوشگران سعی کردند لایه های گل و لای خشک شده اطراف کشتی را در هم بشکنند و از میان بردارند تا شاید راهی برای ورود به اتاقکهای زیرین کشتی پیدا کنند، اما خیلی موفق نبودند. در سال 1991 ، «گرگ برور» باستان شناس ، بخشی از شاخ فسیل شده جانوری را کشف کرد که از قسمت تخریب شده کشتی که فضولات حیوانی بیرون ریخته بودند ، به بیرون افتاده بود . به تشخیص محققان، این شاخ که مربوط به یک پستاندار بوده است، مقارن با شاخ اندازی سالانه جانور به هنگام خروج از کشتی در آنجا رها شده است
منبع : دنیای بی جواب
لينک مطلب
نوشته:بردیا شلیله
تاریخ:سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387
كمي قبل از اينكه ايالات متحده ، شهرهاي هيروشيما و ناكازاكي را با بمب هاي اتمي بمباران كند ، حدود 5 ميليون برگه را بر فراز اين دو شهر و 33 هدف بالقوه ديگر ژاپن پخش كرد كه در آن نسبت به بمباران قريب الوقوع اين شهرها و مناطق به مردم هشدار داده بود . برگه های هشداردهنده در مورد بمباران اتمی ژاپن
در پشت اين برگه ها به زبان ژاپني نوشته شده بود :
"اين نوشته را با دقت بخوانيد ، چون ميتواند جان شما ، بستگان يا يكي از دوستانتان را نجات دهد . در چند روز آينده ، بعضي يا تمام شهرهاي نامبرده شده در پشت اين برگه بوسيله بمبهاي آمريكائي نابود خواهند شد . اين شهرها داراي تاسيسات ، كارخانه ها و تعميرگاههاي نظامي بوده و محصولات نظامي توليد ميكنند . ما مصمم هستيم تا تجهيزات نظامي تمامي گروههاي درگير در جنگ ، كه باعث طولاني تر شدن اين جنگ بي فايده ميشوند را نابود كنيم . ولي متاسفانه بمب ها چشم ندارند . اما بنا به سياستهاي بشردوستانه ايالات متحده ، نيروي هوايي آمريكا كه مايل نيست هيچ يك از مردم بيگناه كشته يا مجروح شوند ، اين اخطار به شما داده میشود تا نسبت به تخليه شهرهاي فوق الذكر اقدام كرده و جان خود را نجات دهيد . آمريكا با مردم ژاپن سر جنگ ندارد بلكه با آن دسته از افرادي كه مردم ژاپن را اسير و برده خودكرده اند ، ميجنگد . صلحي كه آمريكا براي شما به ارمغان خواهد آورد ، مردم ژاپن را از ظلم و ستم گروههاي نظامي آزاد كرده و كشوري بهتر براي زندگي را به شما نويد ميدهد . رهبران جديد ژاپن ميتوانند صلح را براي شما به ارمغان بياورند . ما به شما قول نمي دهيم كه تنها شهرهاي ذكر شده بمباران شوند ، ولي يكي و يا همه اين شهرها ممكن است مورد بمباران قرار گيرند . بنابراين هشدار ما را جدي گرفته و سريعاً اين شهرها را تخليه كنيد ." بمباران اتمي هيروشيما
ايستگاه راديويي آمريكايي واقع در سايپن (Saipan) ، پيامي مشابه را هر 15 دقيقه براي مردم ژاپن ارسال ميكرد . پنج روز پس از پخش اين آگهي ها ، آمريكا بوسيله بمب اتمي موسوم به "پسر كوچك" (Little Boy) هيروشيما را بمباران كرد . پس از بمباران هيروشيما ، نيروي هوايي ايالات متحده ، آگهي هاي بيشتري را در آسمان شهرهاي مختلف ژاپن پخش كرد :
"آمريكا از شما ميخواهد كه به اين هشدار فوراً توجه كنيد . ما قويترين سلاحي را كه بشر تا به امروز ساخته است در اختيار داريم . تنها يكعدد از بمبهاي اتمي جديد ما ، از لحاظ قدرت تخريب برابر است با مقدار بمب هايي كه 2000 هواپيمايي B-29s قادر به حمل و فرو ريختن آن بر روي يك هدف واحد هستند . به اين حقيقت ترسناك بيانديشيد و ما رسماً صحت اين ادعا را تائيد ميكنيم . ما به تازگي استفاده از اين سلاح را عليه كشور شما آغاز كرده ايم . اگر هنوز هم نسبت به ادعاي ما شك داريد ، تحقيق كنيد چه اتفاقي براي مردم شهر هيروشيما افتاد ....(bla bla bla) " بمباران اتمي ناگازاكي
سه روز بعد از اين هشدار ، بمب اتمي موسوم به "مرد چاق" (Fat Man) روي ناگازاكي فرود آمد . بمب اتمي "Fat Man" که بر روی ناگازاکی فرود آمد بناي يادبود قربانيان بمباران اتمي ناگازاكي



![]()
پخش اين اعلاميه ها به همراه پخش راديويي پيام ، باعث شد اين بحث كه آمريكا براي جان مردم ژاپن اهميتي قائل نيست پايان يابد . ولي بحث لزوم استفاده آمريكا از اين بمب ها براي پايان دادن به جنگ جهاني دوم هيچگاه نتيجه نداد . جالب است بدانيد يكي از هدفهايي كه در ابتدا براي بمباران اتمي ژاپن درنظر گرفته شده بود ، قصر سلطنتي ژاپن بود ، ولي بخاطر اهميت فرهنگي آن ، از ليست خط زده شد .
لينک مطلب
نوشته:بردیا شلیله
تاریخ:شنبه بیست و ششم مرداد 1387
" کشیش سرای بورلی "خانه ای تسخیر شده توسط ارواح
"کشیش سرای بورلی "سال 1863 از سوی کشیش اعظم عالیجناب " هنری بال "در نزدیکی رودخانه ای به نام" استور "در" اسکس" انگلستان بنا گذاشته شد. این خانه بزرگ در پی یک آتش سوزی مهیب در فوریه سال 1939 نابود شد. این کشیش سرا, سالیان متمادی اقامتگاه کشیشها وراهبه ها بود.چنین شهرت داشت که زمینی که این خانه بر روی آن بنا شده است در تسخیر ارواح شرور میباشد, حتی قبل از اینکه این بنا احداث شود گزارش هایی از اهالی محل در خصوص پدیده های خارق العاده و عجیب که بر روی زمین این ملک روی می داد ارائه می شد. گفته میشود که" کشیش سرای بورلی "پذیرای ارواح متعددی از جمله روح" هنری بال "نخستسن کشیش ساکن در این خانه بود.دیگر ارواحی که در این خانه وجود داشتند عبارت بودند از روح و شبح یک راهبه و یک کالسکه که اشباح آن را هدایت میکردند که صدای آن در محوطه ساختمان شنیده میشد. همچنین بسیاری از ساکنان خانه از فعالیت ارواح شرور گله میکردند. از جمله اینکه وسایل خانه بدون هیچ دلیلی از جایشان حرکت میکردند. پنجره ها در حالی که بسته بودند خود بخود باز میشدند. عالیجناب" لیونل فوستر" از جمله کسانی بودند که به همراه همسر خود 5 سال در این خانه اقامت کردند. این دو در سال 1930 وارد این کشیش سرا شده و در حین اقامت آنها حدود 2000 حادثه توجیح ناپذیر اتفاق افتاد. این خانه در دوران حیاتش در انگلستان به عنوان" جنزده ترین" خانه در انگلستان معروف بود. این خانه توسط "هری پرایس" یکی از معروف ترین شکارچیان ارواح در انگلستان مورد بررسی قرار گرفت. البته یک سری از دانشمندان اظهارات" هری پرایس" را در مورد پدیده های این خانه اغراق آمیز دانستند. ولی اشخاص بسیاری از این خانه دیدن کردند و هیچ کس منکر پدیده های عجیب در این خانه نشد, در این خانه صدای ناله یک زن و رد پاهای عجیب وشبح یک راهبه که تقریبا تمام اهالی محل آن را دیده اند شنیده ودیده میشود. از دیگر فعالیت های ارواح در "کشیش سرای بورلی" میتوان به این موارد اشاره کرد: به هم خوردن ناگهانی درها وجای پاها و صداها و آتش سوزی های خود بخودی و دیوار نوشته ها که در عکسها مشاهده میکنید. آواز خوانی گروهی و موسیقی و نورهای عجیب . بوهای عجیب و دود های مرموز ضربات به دیوار های خانه و پرتاب اشیا به طور خود بخودی. یکی از پیام ها که در جلسات احضار ارواح توسط ارواح به افراد داده شده بود گفته می شد که تسخیر شدگی هنگامی به پایان میرسد که خانه کاملا سوزانده شود. سال 1939 هنگامی که" کاپیتان دبلیو.اچ.گرگسون" ساکن " کشیش سرای بورلی "در یک آتش سوزی عمدی این خانه را سوزاند و نابود کرد دلیل تسخیر شدگی آشکار شد و آن اسکلت زنی بود که در زیرزمین خانه مدفون شده بود. در یکی از عکسها آجری را مشاهده میکنید که به صورت معلق در هوا میباشد بدون دخالیت نیرو یا چیزی.این عکس در 5 آوریل 1944 گرفته شده است.این آجر به صورت خود بخودی در هوا بلند شده است.
بر گرفته از کتاب" دیدار با ارواح " نوشته " کارن هارل "
مطلب ارسالی از طرف مسعود هاشمی
برای دیدن مدارک بر روی این لینک کلیک کنید
محاکمه ریچارد سوم
وقتی استخوانهای دو پسر خردسال در زیر راه پله ای در برج لندن اواخر قرن هفدهم کشف شد بنظر می رسید که ان افسانه قدیمی که" ریچارد سوم" بیرحم گوژپشت بیرحمترین عموی تاریخ بوده و برادر زاده های خود را به قتل رسانده زنده شد. خیلی ها احتیاج به متقاعد شدن نداشتند و تصویری که" شکسپیر" از" ریچارد سوم" خلق کرد اقلیمی گورزاده و ناقص العقل بود, که در سلسله مراتب جنایتکاران مقامی شایسته داشت. اما بعضی از مورخین اعتقاد دارند اگر ریچارد امروز به دادگاه احضار می شد در واقع دلایل موجود منجر به کشف ماجرایی دیگر می شد. وقتی" ادوارد جهارم" در سال 1483 مرد, برادر او ریچارد به منطقه" استونی استراتفورد "تاخت و پادشاه خردسال را به لندن برد. برادر کوچکتر توسط مادرش در کلیسای "وست مینستر" نگاهداری می شد اما او هم بعد به برج برده شد. آن دو کودک یکی دوبار در حیاط برج لندن دیده شدند که مشغول باری بودند بعد از آن برای همیشه ناپدیدی شدند. "سرتوماس مور" در شرح احوال شاه "ادوارد سوم "نوشت که بچه ها بدست او و با بالش خفه شدند. اما "سرتوماس مور" این حکایت را سی سال بعد از مرگ آنها بر اساس آنچه شنیده بود نوشت. دلیل محکمی بر قتل دو شاهزاده خردسال" توسط ریچارد" در دست نیست. دو ماه بعد از مرگ پدر آنها" رابرت استیلتون" فرماندار "سنت مارتین" مدعی شد که آن دو پسرنامشروعند. هنگامی که" ادوارد چهارم" با مادر اندو پسر" الیزابت وویل "درسال 1464 ازدواج کرد قبلا با دختر" ارل شروربری" نامزد شده بود در آن زمان نامزدی به اندازه ازدواج رسمیت داشت بنابراین ازدواج دوم غیرقانونی بود و ریچارد وارث قانونی تاج و تخت محسوب می شد. اما اگر ریچارد مبادرت به آن جنایت نکرد, پس چه کسی آندو طفل را به قتل رساند؟
لينک مطلب
نوشته:بردیا شلیله
تاریخ:شنبه بیست و ششم مرداد 1387
لينک مطلب
نوشته:بردیا شلیله
تاریخ:شنبه بیست و ششم مرداد 1387
منبع : دنیای بی جواب
لينک مطلب
نوشته:بردیا شلیله
تاریخ:شنبه بیست و ششم مرداد 1387
منبع : دنیای بی جواب
لينک مطلب
نوشته:بردیا شلیله
تاریخ:شنبه بیست و ششم مرداد 1387
منبع : دنیای بی جواب
لينک مطلب
نوشته:بردیا شلیله
تاریخ:شنبه بیست و ششم مرداد 1387
" شبح شمیران "
اما حالا یک اتفاق از ایران : روزنامه کیهان در شماره 7528 مورخ 7 شهریور ماه 1347 در صفحه 22 با این عنوان توجه عموم را بخود جلب کرد " شبها خانه ای را در شمیران سنگباران میکنند " و در شرح ان امده بود عده ای ناشناس شبها یکی از خانه های شمیران را سنگباران میکنند . ماموران پلیس از چند شب پیش خانه ای را که شبها سنگباران میشود زیر نظر گرفته اند و در جستجوی کسانی هستند که به این خانه سنگ می اندازند . چهار روز قبل یکی از ساکنان "پل رومی " شمیران بنام خانم کتابی به ماموران پاسگاه مستقل کلانتری امانیه مراجعه کرد و اطلاع داد که هر روز غروب هنگامیکه هوا تاریک میشود عده ای ناشناس خانه ام را سنگباران می کنند و بر اثر پرتاب سنگ تمام شیشه های در و پنجره شکسته است . خانم کتابی اضافه میکند : در این خانه من به اتفاق دو پسر و چند مستخدم خویش زندگی میکنم و این مسله باعث ترس و وحشت ما گردیده است . صحبخانه سپس اضافه کرد : تصور نمی کنم که کسی با من دشمنی داشته باشد و به همین دلیل نمیدانم به چه علت مورد غضب قرار گرفته ام . از طرف ماموران پاسگاه امانیه چند تن از ماموران پلیس مامور گردیدند که شبها خانه مورد بحث را زیر نظر داشته باشند و کسانی را که باعث ترس این خانواده گردیده اند دستگیر نمایند . انها 4 شب خانه را زیر نظر داشتند اما معلوم نبود چگونه این سنگها پرتاب میشوند . انها مشاهده میکردند که سنگهای بسیار سنگین و همچنین اجرهای ساختمانی بسوی خانه انداخته میشوند, اما کسی در ان نزدیکی بچشم نمیخورد . با دستور دادگاه برسی بیشتر انجام شد و ماموران اگاهی نیز وارد این حادثه نادر گردیدند , انها اعتقاد داشتند که بخاطره سنگینی سنگها انها از فاصله نزدیک پرتاب میشوند . اما در شب حضورشان هیچکس را در نزدیکی خانه مشاهده نکردند... همسایگان میگویند این سنگها توسط " ارواح " به این منزل پرتاب میشود . این سنگباران تا 10 روز ادامه داشت و ناگهان قطع کردید . ایا براستی این خانه را " ارواح سنگباران میکرد.؟ " ااین سئوالیست که جوابی ندارد .
منبع : دنیای بی جواب
لينک مطلب
نوشته:بردیا شلیله
تاریخ:شنبه بیست و ششم مرداد 1387
منبع : دنیای بی جواب
لينک مطلب
نوشته:بردیا شلیله
تاریخ:شنبه بیست و ششم مرداد 1387
لينک مطلب
نوشته:بردیا شلیله
تاریخ:شنبه بیست و ششم مرداد 1387
در دنیای نویسندگی, یکی از نامهای که همیشه جاودان خواهد ماند, نام " چارلز دیکنز" است . مگر میشود انهایی که رمان و داستان میخوانند " چارلز دیکنز " را نشناسند .؟ اما نام این نویسنده تمام دوستداران او را یاد یک حکایت عجیب می اندازد . چارلز دیکنز در سال 1870 بدرود حیات گفت و برای همیشه علاقه مندان خود را تنها گذاشت . این در حالی بود که اخرین داستان خود را بنام " اوودین دروود" هنوز به پایان نرسانده بود . هنگامیکه مرگ می اید کاری به رمان و داستان ندارد برای او نام ها و مقام ها معنا ندارد . اما این داستان به شکل عجیبی نوشته شد و بپایان رسید . بین سالهای 1872 و 1873یک امریکائی بنام " ت . ب . جیمس " از طریق مکاتبه مخصوص و با کمک یک واسطه روحی توانست با روح چارلز دیکنز ارتباط برقرار کرده و کتاب نیمه تمام او را بپایان برساند . این کتاب در 1200 صفحه در سال 1874انتشار پیدا کرد , نکته جالب این بود که تمام ادیبان و نویسندگانی که با سبک نویسندگی چارلز دیکنز اشنا بودند, همه باور کردند که این داستان توسط خود چارلز دیکنز بپایان رسیده , حتا یکی از دوستان او در مصاحبه ای گفت : روزی با چارلز دیکنز درباره داستانی که داشت می نوشت, صحبت میکردیم . او خلاصه ای از انچه را که در ذهنش بود برایم بازگو کرد . من با خواندن این کتاب با اطمینان میگویم : این همان داستانی است که اگر خود دیکنز زنده بود مینوشت !! این کتاب تا امروز بارها تجدید چاپ شده و نام واسطه روحی او در مقدمه کتاب برای همیشه نقش بسته!!!!!
" تابوتی که به خانه بازگشت "
یکی از عجیب ترین حوادث روزگار, که اتفاقا از همه مستندتر و مکتوب تر باقی مانده, حکایت مرگ و زندگی " چارلز کوگلان " میباشد . او در سال 1841 در جزیره " پرنس ادوارد " واقع در ساحل شرقی کانادا بدنیا امد . او از یک خانواده فقیر ایرلندی بود و وقتی به سن مدرسه رسید, همسایگانش برای فرستادن " چارلز " به انگلیس به جمع اوری اعانه در بین خودشان مشغول شدند . او سرانجام با رتبه بالا موفق به فارغ التحصیل شدن گشت, ولی در مقابل تعجب همگان اعلام کرد که میخواهد هنرپیشه تئاتر شود . خانواده کوگلان به پایمردی در تصمیماتشان معروف بودند و چارلز نیز از این قاعده مستثنی نبود . وقتی والدینش به او گوشزد کردند که در صورت رها نکردن ارزوی هنرپیشگی اش از ورود به خانه پدری محروم خواهد شد, چارلز که خود نیز یک "کوگلان" واقعی بود, دوباره تصریح کرد که خللی در تصمیمش برای هنرپیشگی تئاتر وارد نشده است . او در این حرفه که معمولا یکنفره و به عنوان فردی سریع الانتقال و باهوش که دارای زبانی نیشدار در قالب طنز بود, خوش درخشید ( او حتا یک هنرپیشه بدل جوان به اسم " مانتی وولی "هم داشت که بعدها در سینما به تقلید از ادا و اطوار کوگلان پرداخته و شهرت عظیمی را بهم زده بود ) کوگلان یکبار به ملاقات یک فالبین کولی رفت و از او شنید که در اوج شهرتش در یک شهر جنوبی امریکا بدرود حیات خواهد گفت,ولی خاطرنشان کرد که وی تا به زادگاهش در جزیره " پرنس ادوارد" مراجعت نکند ارامشی نخواهد داشت . کوگلان غالبا این پیشگوئی عجیب را برای دوستانش بازگو میکرد و ظاهرا بدین خاطر بود که تاثیر عمیقی رویش نهاده بود. در سال 1898وقتی که نقش " هملت" را در شهر "گالوستون" در ایالت کانزاس که یکی از ایالات جنوبی امریکاست – بازی میکرد, بطور غیر مترقبه ای درگذشت و در گورستان همان شهر نیز دفن شد . دو روز بعد گردباد مهیبی (تورنادو ) که تمامی ان شهر بی پناه را زیرو رو کرده بود, گورستان ماسه ای که او در ان بخاک سپرده شده بود را هم ویران کرد . در این ماجرا تابوت محتوی جسد وی ناپدید شد و گر چه خانواده اش جایزه هنگفتی را برای یافتن ان پیشنهاد کردند ولی این تابوت پیدا نشد . در ماه اکتبر 1908- درست هشت سال و یکماه پس از ان تندباد مهیب شهر " گالوستون " یک ماهیگیر ناشناس در جزیره " پرنس ادوارد " صندوق بزرگی را که پوشیده از خزه و صدف بود را یافت که در نواحی کم عمق اب غوطه ور بود . این صندوق محتوی تابوت و جنازه " چارلز کوگلان " بود که شامل پلاک نقره ایی که او با ان شناخته می شد, هم بود . او بالاخره به جزیره کوچک زادگاهش که سه هزار مایل از شهر محل دفنش فاصله داشت بازگشته بود . درست همانطوری که ان فالگیر کولی چندین سال پیش از ان پیش بینی کرده بود!! چارکز کوگلان که توسط دریا به موطنش اورده شده بود, سرانجام در گورستان جزیره در مجاورت کلیسایی که وی شصت و هفت سال پیش در ان غسل تعمید داده شده بود . به خاک سپرده شد . بیش از صدسال از این ماجرا میگذرد , بسیار از توریستهایی که به این منطقه می ایند کنار قبر او میروند و عکس یادگاری میگیرند ..درون کلیسا و بر دیوار ان ماجرای باور نکردنی " چارکز کوگلان " نقش بسته است و همه با شگفتی انرا میخوانند .
لينک مطلب
نوشته:بردیا شلیله
تاریخ:شنبه بیست و ششم مرداد 1387
منبع : دنیای بی جواب
لينک مطلب
نوشته:بردیا شلیله
تاریخ:شنبه بیست و ششم مرداد 1387
لينک مطلب
نوشته:بردیا شلیله
تاریخ:شنبه بیست و ششم مرداد 1387
با وجود گذشت يک هفته از رأي اعتماد پر حرف و حديث نمايندگان مجلس هشتم به علي کردان وزير کشور پيشنهادي محمود احمدي نژاد ، جنجال بر سر سوابق مالي و اخلاقي سياسي ترين وزير کابينه نهم ادامه دارد .
اين جنجال ها البته به دليل آنچه که رعايت مسائل اخلاقي خوانده مي شود تنها درباره مدرک تحصيلي جعلي وزير کشور تداوم دارد، در حالي که گفته مي شود رسوايي هاي اخلاقي علي کردان نيز دست کمي از رسوايي هاي مالي و نيز جعل مدرک تحصيلي ندارد .
در همين رابطه روز گذشته يک منبع آگاه با افشاي سوابق غير اخلاقي علي کردان اطلاعات تازه اي از رشد وي در دستگاه حکومتي ايران منتشر ساخت .
بنا به اين گزارش علي کردان در تاريخ 31/3/57 به اتهام "ازاله بکارت" توسط شعبه اول دادسراي ساري بازداشت مي شود و تا تاريخ 8/5/57 در زندان ساري بوده است . در اين تاريخ با قرار قبولي کفالت از زندان آزاد مي شود تا قاضي دادگاه شعبه سوم دادگستري ساري درباره اتهام وي رأي خود را صادر کند .
اما در اين روزها و ايام فضاي سياسي شهرستان ساري نيز همانند ساير نقاط ايران فضايي انقلابي بوده که سبب ايجاد اختلال در روند عادي امور قضايي نيز مي شود . در اين مدت علي کردان از فضاي انقلابي و جو احساسي شهر استفاده کرده و خود را به عنوان يک انقلابي معرفي مي کند .
بسياري از فعالان سياسي نيز که از دليل اصلي بازداشت کردان بي خبر بوده اند، او را به اين گمان که به دليل سوابق انقلابي توسط ساواک بازداشت شده بود در کنار خود مي پذيرند و از اين پس مهر فعال انقلاب اسلامي به اشتباه بر پيشاني علي کردان خورده مي شود .
اما کردان که خود از دلايل اصلي بازداشتش توسط شعبه اول دادسراي عمومي ساري و گزارشات مردمي مندرج در پرونده به خوبي آگاهي داشته تلاش خود را معطوف به از ميان بردن سوابق مي کند. او پس از پيروزي انقلاب در بهمن سال 57 به سرعت خود را براي از ميان بردن پرودنده آماده مي کند و لذا با پيشنهاد خودش و تلاش بسيار وارد کميته انقلاب اسلامي مي شود. فرماندهي او در کميته انقلاب که يکي از مأموريت هايش برخورد با مفاسد اخلاقي بوده و برقراري رابطه با دادستان وقت ساري "اصغر جمعه اي" سبب مي شود که اين پرونده براي مدتي مختومه شود .
بعدها رابطه حاج اصغر جمعه اي و علي کردان ادامه پيدا مي کند تا کردان معاون اداري مالي سازمان صدا و سيما مي شود . او در اين سمت براي جبران لطف اصغر جمعه اي فرزند ارشدش روح الله جمعه اي را به سازمان صدا و سيما مي برد و او را به عنوان خبرنگار پارلماني به مجلس ششم اعزام مي کند تا تدارک دهنده حملات تند صدا و سيماي لاريجاني عليه نمايندگان اصلاح طلب باشد .
کردان پس از کسب مقام رياست سازمان فني و حرفه اي کشور نيز روح الله جمعه اي را به عنوان مدير کل روابط عمومي و امور بين الملل اين سازمان منصوب مي کند و همزمان او را به عنوان نماينده کارگران ايران ! به عضويت هيئت منصفه مطبوعات در مي آورد .
روح الله جمعه اي نيز بعداً در مقام معاون خبر خبرگزاري دولتي ايرنا الطاف علي کردان را جبران مي کند و حتي به دستور او خبرگزاري ايرنا در اقدامي غير حرفه اي و عجيب از انتشار سخنان نمايندگان مخالف کردان ممانعت به عمل مي آورد و سخنان نمايندگان مخالف که در راديو مجلس نيز منتشر شده بود به عنوان "خبر محرمانه" براي مقامات عالي کشور ارسال مي گردد .
اما اين همه ماجراي مربوط به کردان نيست، چرا که دوست و يار صميمي او اصغر جمعه اي تنها موفق شده بود پرونده علي کردان را بايگاني کند و اين پرونده 14 سال بعد از انقلاب و با استعلام معاون وقت دادسراي عمومي ساري از زندان ساري دوباره به جريان افتاده است.
در اين ماجرا که در سال 71 رخ مي دهد رئيس زندان ساري در نامه اي به معاون دادسراي عمومي اين شهر اصل ماجرا را تشريح مي کند .
متن اين نامه که با سربرگ قوه قضائيه و اداره کل زندان مازندران از سوي اداره زندان ساري خطاب به معاون دادسراي عمومي ساري منتشر شده ، آمده است :
"احتراماً عطف به شماره 2 مورخه 1/1/71 به استحضار مي رساند با بررسي به عمل آمده ، آقاي عوضعلي معروف به علي کردان فرزند کمال طي قرار شماره 257/57 ک ش مورخه 31/3/57 از طريق داديار شعبه اول تحقيق آن دادسرا به اتهام ازاله بکارت بازداشت و برابر نامه شماره 1714 مورخه 8/5/57 منشي شعبه سوم دادگاه شهرستان ساري با قرار قبولي کفالت از زندان آزاد شده است . مراتب جهت هر گونه اقدام مقتضي اعلام مي گردد "
اما در آن زمان علي کردان از مسئولين ارشد دانشگاه امام حسين (ع) سپاه پاسدران بود که کسي را ياراي مقابله با او و احضار مجددش به دادگاه نبود . لذا اين بار نيز با لابي هاي گسترده اي که اين سردار عالي رتبه سپاه داشت موفق شد بار ديگر پرونده اخلاقي اش را بايگاني کند .
اکنون برخي منتقدان کردان معتقدند با آشکار شدن برخي فسادهاي مالي، اخلاقي و جعل مدرک تحصيلي توسط وي، شايد بار ديگر زمان بررسي دليل اصلي زندان رفتن کردان در دوران حکومت پهلوي فرا رسيده باشد.
منبع: روزانلاین
علی کردان؛ فوق دیپلم یا دکترای افتخاری حقوق از آکسفورد؟ ..... برای خواندن این مطلب به ادامه مطلب بروید..!!
لينک مطلب
نوشته:بردیا شلیله
تاریخ:شنبه بیست و ششم مرداد 1387
ادامه ي مطلب ...
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
گروه بروبکس - وگ
مقداد مصطفایی - قرمز
مجيد غفوري - نگو ديره
ميثم آهنگيان - خط قرمز
علیرضا افتخاری - هوای تو
لیشا - نایس تو میت یو
السید - تو
رامتین دلیران - کمی نوا...
گوخان اوزن - رسیملر و هایالر
شجریان - غوغای عشق بزن
روهام - فریب
مهدی مقدم - سونامی
50Cent- Freestyle B4 Paystyle
عرفان - آلبوم از خانه تا گور
گلسن - اما بیز فرکلا
مسعود محمدنبی - خزون سبز
بارکد - تنهام بذار
كتي - عطر نور
شهريار - بري كي بمونه !؟
زینپ ییلماز - زنوبیا کارالاما
عبد - دیدی آبروتو برده
آلی و آج - انسومنیاتیک
علیرضا افتخاری - قلندروار
امرودیاب - ال لیلادی
هاتف - رویای آبی
هانی شاکر - اهل ای لیالی
کارن و کسری - دوستم داری
اوزگان - نوبتکی اسیک
بنگو-تک تیک
تی . آى
اوزی اسبورنه - آسمان سیاه
اسله - ساواها گلبی
بهنام رادان - بازیگر
یلیز - هیکاردیم سسسیزس
علیرضا فرد - اون که رفته و شیدا
حافظ حامد - اولین حضور
امپو - مرگ تمدن
سعید شایسته - گلی
محسن نامجو
مدونا - این تیمیت د آکوستیک آلبوم
ورهام - پرنسس
اوننسیس - عدالت
کامروا - چیکه چیکه
50سنت - کورتیس
اسکورپین - بشریت
صبا تاظم - بی تردید
یورستن کاردسلر - سن هیک ...
آتیلا تاس - بیر آتیلا تاس
علیگیتور - دیدار با او در...
رین آدمز - ببر آسان
کشفی مهم در مورد داستان حضرت موسی
در جستجوی کشتی نوح
عشق گمشده یک شبح!!
صدایی در دل شب
سرنوشت دو هنرمند
تابوتهای نا آرام
ناله های شبانه
اشباح سرگردان
تبرئه
کتابخانه وحشت آور
کتابی که روح چارلز دیکنز انرا نوشت
وقتی عمو سام دست به دامن ارواح میشود
خانه ای تسخیر شده توسط ارواح
آمريكا به ساكنين هيروشيما و ناكازاكي هشدار داده بود
