تبليغاتX
.: Download Persian Music :.
کتال نیمه تمام :

 در دنیای نویسندگی, یکی از نامهای که همیشه جاودان خواهد ماند, نام " چارلز دیکنز" است . مگر میشود انهایی که رمان و داستان میخوانند " چارلز دیکنز " را نشناسند .؟ اما نام این نویسنده تمام دوستداران او را یاد یک حکایت عجیب می اندازد . چارلز دیکنز در سال 1870 بدرود حیات گفت و برای همیشه علاقه مندان خود را تنها گذاشت . این در حالی بود که اخرین داستان خود را بنام " اوودین دروود" هنوز به پایان نرسانده بود . هنگامیکه مرگ می اید کاری به رمان و داستان ندارد برای او نام ها و مقام ها معنا ندارد . اما این داستان به شکل عجیبی نوشته شد و بپایان رسید . بین سالهای 1872 و 1873یک امریکائی بنام " ت . ب . جیمس " از طریق مکاتبه مخصوص و با کمک یک واسطه روحی توانست با روح چارلز دیکنز ارتباط برقرار کرده و کتاب نیمه تمام او را بپایان برساند . این کتاب در 1200 صفحه در سال 1874انتشار پیدا کرد , نکته جالب این بود که تمام ادیبان  و نویسندگانی که با سبک نویسندگی چارلز دیکنز اشنا بودند, همه باور کردند که این داستان توسط خود چارلز دیکنز بپایان رسیده , حتا یکی از دوستان او در مصاحبه ای گفت : روزی با  چارلز دیکنز درباره داستانی که داشت می نوشت, صحبت میکردیم . او خلاصه ای از انچه را که در ذهنش بود برایم بازگو کرد .  من با خواندن این کتاب با اطمینان میگویم : این همان داستانی است که اگر خود دیکنز زنده بود مینوشت !! این کتاب تا امروز بارها تجدید چاپ شده و نام واسطه روحی او در مقدمه کتاب برای همیشه نقش بسته!!!!!

 

" تابوتی که به خانه بازگشت "

 

یکی از عجیب ترین حوادث روزگار, که اتفاقا از همه مستندتر و مکتوب تر باقی مانده, حکایت مرگ و زندگی " چارلز کوگلان " میباشد . او در سال 1841 در جزیره " پرنس ادوارد " واقع در ساحل شرقی کانادا بدنیا امد . او از یک خانواده فقیر ایرلندی بود و وقتی به سن مدرسه رسید, همسایگانش برای فرستادن " چارلز " به انگلیس به جمع اوری اعانه در بین خودشان مشغول شدند . او سرانجام با رتبه بالا موفق به فارغ التحصیل شدن گشت, ولی در مقابل تعجب همگان اعلام کرد که میخواهد هنرپیشه تئاتر شود . خانواده کوگلان به پایمردی در تصمیماتشان معروف بودند و چارلز نیز از این قاعده مستثنی نبود . وقتی والدینش به او گوشزد کردند که در صورت رها نکردن ارزوی هنرپیشگی اش از ورود به خانه پدری محروم خواهد شد, چارلز که خود نیز یک "کوگلان" واقعی بود, دوباره تصریح کرد که خللی در تصمیمش برای هنرپیشگی تئاتر وارد نشده است . او در این حرفه که معمولا یکنفره و به عنوان فردی سریع الانتقال و باهوش که دارای زبانی نیشدار در قالب طنز بود, خوش درخشید ( او حتا یک هنرپیشه بدل جوان به اسم " مانتی وولی "هم داشت که بعدها در سینما به تقلید از ادا و اطوار کوگلان پرداخته و شهرت عظیمی را بهم زده بود ) کوگلان یکبار به ملاقات یک فالبین کولی رفت و از او شنید که در اوج شهرتش در یک شهر جنوبی امریکا بدرود حیات خواهد گفت,ولی خاطرنشان کرد که وی تا به زادگاهش در جزیره " پرنس ادوارد" مراجعت نکند ارامشی نخواهد داشت . کوگلان غالبا این پیشگوئی عجیب را برای دوستانش بازگو میکرد و ظاهرا بدین خاطر بود که تاثیر عمیقی رویش نهاده بود. در سال 1898وقتی که نقش " هملت" را در شهر "گالوستون" در ایالت کانزاس که یکی از ایالات جنوبی امریکاست – بازی میکرد, بطور غیر مترقبه ای درگذشت و در گورستان همان شهر نیز دفن شد . دو روز بعد گردباد مهیبی (تورنادو ) که تمامی ان شهر بی پناه را زیرو رو کرده بود, گورستان ماسه ای که او در ان بخاک سپرده شده بود را هم ویران کرد . در این ماجرا تابوت محتوی جسد وی ناپدید شد و گر چه خانواده اش جایزه هنگفتی را برای یافتن ان پیشنهاد کردند ولی این تابوت پیدا نشد . در ماه اکتبر 1908- درست هشت سال و یکماه پس از ان تندباد مهیب شهر " گالوستون " یک ماهیگیر ناشناس در جزیره " پرنس ادوارد " صندوق بزرگی را که پوشیده از خزه و صدف بود را یافت که در نواحی کم عمق اب غوطه ور بود . این صندوق محتوی تابوت و جنازه " چارلز کوگلان " بود که شامل پلاک نقره ایی که او با ان شناخته می شد, هم بود . او بالاخره به جزیره کوچک زادگاهش که سه هزار مایل از شهر محل دفنش فاصله داشت بازگشته بود . درست همانطوری که ان فالگیر کولی چندین سال پیش از ان پیش بینی کرده بود!! چارکز کوگلان که توسط دریا به موطنش اورده شده بود, سرانجام در گورستان جزیره در مجاورت کلیسایی که وی شصت و هفت سال پیش در ان غسل تعمید داده شده بود . به خاک سپرده شد . بیش از صدسال از این ماجرا میگذرد , بسیار از توریستهایی که به این منطقه می ایند کنار قبر او میروند و عکس یادگاری میگیرند ..درون کلیسا و بر دیوار ان ماجرای باور نکردنی " چارکز کوگلان " نقش بسته است و همه با شگفتی انرا میخوانند .


لينک مطلب نوشته:بردیا شلیله تاریخ:شنبه بیست و ششم مرداد 1387





Copyrights © 2006 Dpm.blogfa.com All rights reserved.