تبليغاتX
.: Download Persian Music :.
چهار صد سال است که در مرکز شهر مکزيکو,در دل شب ناله اي سوزناک از خانه اي برمي خيزد. گفته مي شود که ناله از آن زني است که غمگنانه فرياد ميزند:"  آه فرزندانم,فرزندان بيگناه و بينواي من " نام آن زن لالورونا يا زن گريان است. او لباس بلند وژنده اي بر تن دارد که پر است از لکه هاي خون در طي شب راه مي افتد وناله هايش را سر مي دهد . بر طبق افسانه هاي مکزيکي که تاريخ آن به 1550 باز مي گردد صدا متعلق است به لوييزا دونالوييزا لوز دو رگه اي سرخپوست اسپانيايي با زيبايي خيره کننده اي که نجيب زاده اي به نام دون نونو دو مونتکلاس او را معشوقه خويش قرار داد. زن  براي او سه فرزند زاييد. و در انتظار آن بود که نجيب زاده او را به همسري برگزيند . اما دون نونو اعتنايي به احساسات او نداشت و وقتي عواطفش فرو نشست زن را رها کرد. لوييزاي عاشق که دچار اندوه فراوان شده بود يک شب به سوي خانه عاشق خويش به را افتاد به اميد آنکه او را بيابد و او را وادار به بازگشت کند. سرانجام او را يافت اما در ميان جشني که به افتخار عروسي او با زني نجيب زاده اسپانيايي برگزار شده بود . لوييز به سمت مرد دويد اما نجيب زاده او را از خود راند و گفت به علت آنکه او خون اصيل ندارد نمي توان با او ازدواج کند . زن با حالتي غير عادي به خانه برگشت وبا دشنه فرزندان خود را به قتل رسانيد و در حالي که سرتاپاي لباس او از خون فرزندانش پر بود جيغ زنان به وسط خيابان دويد ,زن دستگير شد وبه جرم قتل فرزندان به زندان افکنده شد . دونا لوييزا در ملاء عام اعدام شد و بدنش مدتها بر بالاي دار بود تا موجب عبرت مردم شود . از آن هنگام به بعد  گاهی صدای زنی در ميان کوچه ها بگوش میرسد  که فرزندانش را صدا ميزند .

منبع : دنیای بی جواب


لينک مطلب نوشته:بردیا شلیله تاریخ:شنبه بیست و ششم مرداد 1387





Copyrights © 2006 Dpm.blogfa.com All rights reserved.